اگر به دنبال حملۀ نظامی به ایران هستید، توافق هسته‌ای را بپذیرید

بازخوانی این مقالۀ تحلیلی در شرایطی که متن ۱۵۹ صفحه‌ای توافق وین کاملا مبتنی بر چهارچوب توافق لوزان می‌باشد، به درک بهتری از نتیجۀ ساختار مخرب رژیم‌های بازرسی بی‌سابقۀ تعبیه شده در این توافق خواهد انجامید:

کسانی که به دنبال حملۀ نظامی علیه ایران هستند، آماده‌اند تا این توافق را به شدت محکوم نمایند. هر کسی که از حملۀ ایالات متحده آمریکا به ایران حمایت می‌کند، به خوبی توجیه شده است تا به مخالفت با این توافق بپردازد. آن‌ها نگران این مطلب هستند که نکند این توافق باعث کنار رفتن گزینۀ نظامی از روی میز شود. اما واقعیت چیزی خلاف این مطلب است.

من سال‌های زیادی از دهۀ گذشته را صرف ارزیابی گزینه‌های نظامی علیه ایران نموده‌ام و هزینه‌ها، مزایا و همچنین عواقب احتمالی این اقدامات را بررسی کرده‌ام. من در مباحث قبلی‌ام گفته بودم که هر گونه حملۀ نظامی باید به سوال نهایی بازی پاسخ دهد و آن این است که نتیجۀ بلندمدت یک حملۀ نظامی علیه ایران چیست؟ در حال حاضر و با توجه به متن به توافق رسیده، این توافق علاوه بر افزایش مزیت‌های نسبی حملۀ نظامی علیه ایران، منجر به کاهش هزینه‌های این اقدام در شرایطی که ایران اقدام به تلاش برای شکستن نقطۀ گریز نماید، خواهد شد و همچنین این توافق پاسخگوی سوال نتیجۀ بازی نهایی خواهد بود.

 

این توافق از سه راه باعث تقویت مزایای یک حملۀ نظامی بالقوه علیه ایران خواهد شد:

اول، در شرایط پیش از توافق، اولین مشکل پس از حمله به ایران این است که این کشور می‌تواند در وهلۀ اول با ساختن سانتریفیوژهای جدید اقدام به بازسازی برنامۀ هسته‌ای خود نماید. منتقدان حملۀ نظامی غالبا می‌گویند که ایران به سرعت می‌تواند به بازسازی برنامۀ هسته‌ای خود بپردازد، چرا که ایالات متحده اطلاعات کافی و دقیقی از زنجیرۀ تامین که به ایران اجازه می‌دهد تا به سرعت به ساخت سانتریفیوژهای جدید بپردازد، ندارد. این توافق به طور خاص این مشکل را در چندین نقطه حل و رفع می‌کند. این توافق متضمن نظارت مداوم بازرسان بر زنجیرۀ تامین و تولید ایران است. به طوری که در آن تاکید شده است "پایگاه تولید سانتریفیوژهای ایران تعلیق شده و تحت بازرسی‌های دائمی قرار خواهد گرفت". علاوه بر این، ایران تنها اجازه دارد تا از طریق کانال‌های شفاف و معیّن‌شده اقدام به خرید قطعات هسته‌ای مورد احتیاج خود نماید. از منظر اطلاعاتی، این یک فرصت استثنایی است برای جمع آوری اطلاعات، تجزیه،‌ تحلیل و پیشرفت در «هدف قرار دادن» این زنجیرۀ تامین که عنصر حیاتی در بازسازی برنامه‌های هسته‌ای ایران می‌باشد. در این صورت، بمباران و یک عملیات نظامی که به طور موثر پایگاه‌های تولید سانتریفیوژ ایران را نابود کند، باعث فلج شدن توانایی ایران برای بازسازی دوبارۀ برنامه هسته‌ای این کشور برای سال‌های متمادی خواهد شد، شاید برای حتی یک دهه یا بیشتر. این فرصت به تنهایی باید جنگ‌طلبان را راضی کرده باشد. 

دوم، این توافق «ایران» را مجبور کرده است تا بخش عمدۀ سانتریفیوژها را فقط در تأسیسات غنی‌سازی نظنز انبار نموده و مقادیر ذخیرۀ اورانیوم غنی‌شده را به شدت محدود و کاهش دهد. همچنین مقادیر اورانیوم ذخیره‌شده با غنای پایین آن نیز به شدت محدود خواهد شد. هر چند که تاسیسات نظنز نیز در زیر خاک قرار دارند، اما بسیار بیشتر از فردو آسیب‌پذیر هستند. فردو مستحکم‌تر بوده و در عمق بسیار عمیق‌تری قرار گرفته است. این مسئله، این اطمینان را به ایالات متحده آمریکا خواهد داد که یک حملۀ هوایی، قادر خواهد بود حجم گسترده‌ای از سانتریفیوژهای ایران را نابود سازد. به طوری که فقط ۱۰۰۰ سانتریفیوز در فردو باقی بماند. اما نابودی فردو بسیار سخت‌تر است، ولی تعداد نسبتا انگشت‌شمار سانتریفیوژها در آنجا و یک منبع بسیار محدود از اورانیوم غنی‌شده، نقطۀ زمانی گریز ایران برای رسیدن بمب اتمی را طولانی‌تر خواهد کرد. بنابراین، این مسئله به آمریکا فرصت فراوانی را خواهد داد تا با سلاح‌هایی مانند نفوذگر مهمات انبوه MOP که ۳۰ هزار پوندی هستند، مجتمع فردو را بمباران کند.

سوم، این توافق به طور قابل ملاحظه‌ای دامنه و مقیاس بازرسی‌ها را افزایش می‌دهد. این باعث خواهد شد تا تضمین شود که ایران هیچگاه به یک نقطۀ گریز کشف نشده که اصطلاحا به آن نقطۀ فرار مخفیانه می‌گویند، دست نیابد. چه این فرار از طریق تاسیسات اعلام شده روی دهد و چه در تاسیسات مخفی. این مسئله همچنین به طور کلی باعث خواهد شد که درک جامعۀ اطلاعاتی آمریکا از برنامۀ هسته‌ای ایران و حوزه‌های تصمیم‌گیری که آن را احاطه نموده‌اند، افزایش یابد. حتی اگر ایران تلاش کند تا برخی از این بازرسی‌ها را خنثی نماید، این الگوهای تعبیه شده می‌تواند منجر به  آشکار کردن شیوه‌های فریب ایران برای جامعۀ اطلاعاتی آمریکا گشته و همچنین به جمع‌آوری اطلاعات کمیاب در مورد مکان‌هایی که ایرانی‌ها از افشای آن گریزان هستند، کمک نماید. همۀ این‌ها کمک خواهد کرد تا شرایط یک حملۀ نظامی بهبود یابد.

 

علاوه بر اینکه، این توافق منجر به افزایش مزایای گزینه‌های نظامی خواهد شد و باعث کاهش هزینه‌های انجام آن نیز می‌شود. یکی از مهمترین هزینه‌های اقدام نظامی در حال حاضر این است که اگر آمریکا و یا اسرائیل هم‌اینک حمله‌ای علیه ایران انجام دهند، این جنگ به عنوان جنگی پیشگیرانه دیده نخواهد شد و این جنگ بی‌دلیل ممکن است باعث فروپاشی ساختار تحریم‌های فعلی شود و فروپاشی ساختار تحریم‌ها به صورت فوق‌العاده به ایران و خصوصا در موضوع بازسازی برنامۀ هسته‌ای کمک خواهد کرد. اما در مقابل، اگر ایران در تلاش برای رسیدن به یک نقطۀ گریز به عنوان ناقض توافق شناخته شود، تحریم‌ها دوباره سر جایشان بازخواهند گشت. در این صورت، دیگر یک اقدام نظامی به عنوان یک تصمیم برای بسته نگاه داشتن اقدام دیپلماتیک دیده نخواهد شد، بلکه به عنوان پاسخی طبیعی به نقض این توافق دیپلماتیک از سوی ایران که زیر نظر سازمان ملل انجام پذیرفته بود، خواهد شد.

در واقع، حتی این مسئله باعث خواهد شد که در این زمینه امکان اخذ قطعنامۀ شورای امنیت سازمان ملل برای اجازۀ استفاده از نیروی نظامی علیه برنامه‌های ایران نیز فراهم شود، که البته با توجه به حضور روسیه و چین و حق وتوی این کشور‌ها، این مسئله بعید خواهد بود. بنابراین این توافق تنها راه برای نگهداشتن توامان تحریم‌های بین‌المللی از یک سو و امکان استفاده از زور علیه ایران از سوی دیگر خواهد بود.

و این مسئله، ترکیبی خواهد بود که به ما برای یافتن سوال بازی پایانی کمک خواهد کرد. اینکه ایران به شکل قابل ملاحظه‌ای به عنوان ناقض این توافق از طریق تلاش برای شکستن نقطۀ گریز شناخته شده باشد، استفاده از زور می‌تواند نتیجه‌ای بسیار فاجعه‌آمیز برای ایران داشته باشد. نه تنها همۀ تاسیسات هسته‌ای ایران که در طول ده‌ها سال ساخته شده‌اند، نابود خواهد شد؛ بلکه ایران بیش از اکنون و به مراتب بدتر از نظر دیپلماتیک و اقتصادی منزوی خواهد شد و موازنۀ قوا در خاورمیانه به صورت قابل ملاحظه‌ای علیه ایران تغییر خواهد کرد، و حکومت ایران با ناآرامی‌های عمده‌ای پس از این قمار خانمانسوز مواجه خواهد شد. این چشم‌انداز باید حتی برای جنگ‌طلب‌ترین‌ها نیز دلگرم‌کننده و خوشحال‌کننده باشد.

آن‌هایی که در کنگره نسبت به این توافق بدبین هستند، می‌توانند اطمینان حاصل کنند که این توافق مزایای اقدام نظامی علیه ایران را افزایش خواهد داد. مسیر پذیرش این توافق تا جمع‌آوری اطلاعات و تجزیه و تحلیل آن و توسعۀ اهداف ناظر به  برنامۀ هسته‌ای ایران یک مسیر طولانی خواهد بود. برای دولت اوباما هزینه کردن حتی میلیارد دلار در سال نیز هزینۀ بسیار کمی برای رسیدن به توافقی با این چنین ویژگی‌هایی خواهد بود. برای آن کسانی که امیدوارند یک رئیس‌جمهور جمهوری‌خواه از گزینۀ نظامی پس از سال ۲۰۱۶ علیه ایران استفاده کند، این توافق منجر به موثرتر شدن چنین حملۀ احتمالی خواهد شد.

در حال حاضر، یک پیروزی نادر برای جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها در دسترس قرار گرفته است.

http://www.rajanews.com/news/220903

/ 0 نظر / 23 بازدید